چرا قیمت طلا در ایران بالا و در سایر کشورها پایین است؟
از طرف
دیگر، افزایش تقاضا برای استفاده از طلا در چین به عنوان یک کشور برخوردار از رشد
اقتصادی مستمر متوسط 9 تا 10 درصد که خود 10 تا 15 درصد جمعیت جهان را تشکیل می
دهد، خود عامل دیگری برای افزایش قیمت طلا شده است. بهبود وضعیت عمومی و رفاهی مردم چین و گرایش آنها به سمت طلا و
زیورآلات، مزیدی بر علت شد. از آنجا که معادن طلا در دنیا کم است و از سوی استخراج
و ساخت طلا از فرایند طولانی و هزینه زا برخوردار است، همین طولانی و هزینه زا
بودن، در کنار افزایش قیمت انرژی و تأثیر مستقیم آن بر قیمت طلا، بحث افزایش قیمت
طلا را افزایش بیشتری داده است.
بر این
اساس افزایش تقاضا برای خرید طلا و از طرفی کاهش ارزش ارزهای حوزه یورو و دلار و
بروز برخی بحرانهای مالی و به ویژه بانکی،زمینه ای برای افزایش گرایش دولتها و
ملتها به طلا شده است. حتی همین مسأله باعث شده تا صندوقهای سرمایه گذاری و
بازنشستگی و دیگر بنگاههای اقتصادی نیز به سراغ ذخیره طلا به عنوان یک وسیله پس
انداز گرایش یابند. با این اتفاقات، عملاً ارزش اعتباری طلا در حال حاضر بیش از
ارزش ذاتی آن شده است.
چرا
علاوه بر گرایش شدید به سمت طلا، این گرایش به سمت ارز کشورهای حوزه اسکاندیناوی و
سوئیس نیز افزایش یافته است؟
حسینی
هاشمی: بی اعتمادی به ارزهای حوزه یورو و دلار سبب گرایش کشورها به سمت طلا و از
جمله کشورهای اسکاندیناوی و به ویژه سوئیس و همچنین کشورهایی که عضو یورو نیستند،
شده است. کشوری مانند سوئیس نه تنها فاقد کسری بودجه است بلکه با مازداد بودجه 2.5
میلیارد فرانکی نیز برخوردار است.
در حال
حاضر گرایش به فرانک سوئیس افزایش یافته و موجبات ناخرسندی مسئولان این کشور را
فراهم کرده است. چراکه با افزایش ارزش ارز فرانک سوئیس، صادرات این کشور گرانتر می
شود و به نفع کشورهای دارنده ارز سوئیس نیست که از این کشور وارداتی داشته باشد و
این به ضرر صادرات سوئیس تمام می شود.
فکر می
کنید روند افزایش قیمت طلا تا چه زمانی ادامه داشته باشد؟
حسینی
هاشمی: قیمت طلا ظرف 2 تا 3 سال آینده ادامه خواهد داشت. همه کشورهای دارای کسری
بودجه باید بتوانند بدهی های خارجی خود را مثبت کنند. این کار نیاز به یک برنامه
ریزی 2 تا 5 ساله برای ریاضت اقتصادی، کاهش هزینه های مصرف، بازپرداخت بدهیهای
خارجی و جبران کسری بودجه از محل برنامه های ریاضتی دارد. بسیاری از کشورها که
دچار اشتباهاتی به لحاظ پولی طی 40 سال گذشته بوده اند، در حال حاضر باید تاوان
این اشتباه را پس دهند.
تا
زمانی که این کشورها با بحران مواجه اند و هنوز اعتمادسازی برای عدم کاهش ارزش
برخی ارزها صورت نگرفته، روند افزایش قیمت طلا ادامه خواهد یافت که زمانی بین 2تا
3 سال و شاید هم 5 سال به طول بیانجامد.
به
کسانی که متأثر از افزایش قیمت طلا به فروش سرمایه های خود و تبدیل آن به طلا
اقدام می کنند، چه توصیه ای دارید؟ فکر نمی کنید اگر حباب قیمتها شکسته شود،
اینگونه افراد متضرر شوند؟
گرچه
این حباب از طرف تقاضاهای بین المللی حالا حالا شکستنی نیست ولی به هیچ عنوان به
افراد غیرحرفه ای توصیه نمی کنم که به سراغ خرید طلا در این دوران بروند. چراکه
افراد غیرحرفه ای به دلیل عدم شناخت بازار، زمانهایی دست به خرید طلا می زنند که
قیمت طلا در اوج است و زمانی به فروش آن اقدام می کنند که در حال افزایش قیمت است.
در مجموع معتقدم برای عدم ورود مردم به اینگونه اقدامات پر ریسک، بانک مرکزی باید
با تنظیم نرخ بهره و سود، رفتار مردم را شکل دهد. زمانی که نرخ سود بانکی کمتر از
تورم و نرخ رشد طلا باشد، مردم قطعاٌ ترجیح می دهند که در بازار طلا دخالت کنند
ولی برعکس اگر نرخ سود بانکی افزایش یابد، این احتمال کمتر می شود. اگر نرخ سود
بانکی افزایش نیابد، قطعا مردم عادی با ورود به بازار طلا و کاهش ارزش طلا، دچار
ضرر و زیان می شوند. از آنجا که دولت در پی حمایت از اقشار ضعیف جامعه، علاقه ای
به ضرر آنها ندارد، بنابراین بهتر است به آزادسازی نرخ سود بانکی و به ویژه افزایش
سود پس انداز کوتاه مدت اقدام کند.
بر این
اساس، به کسانی که دارای سرمایه های اندکی هستند توصیه می کنم که سرمایه های خود
را در شرایط فعلی به جای ورود به بازار طلا، به سمت بانکها، بازار بورس و شرکتهای
تأمین سرمایه هدایت کنند. چراکه با ورود به بازار طلا امکان ضرر و زیان آنها وجود
دارد. اما در مورد بازیگران صحنه، افراد حرفه ای و... به سبب اینکه وارد به قاعده
های بازی در این میان هستند، احتمال ضرر کمتری قابل پیش بینی است. هرچند بگذریم که
در حال حاضر، عمده گرایش مردم جهان برای تبدیل سرمایه ها به سمت طلا است.
علی
رغم این توصیه شما، ولی شاهد هستیم که در حال حاضر برای تسهیل در خرید عمومی مردم
برای خرید طلا به ساخت خودپردازهای طلا اقدام شده است
بله
صحیح است. گرچه در حال حاضر، عمده گرایش مردم جهان برای تبدیل سرمایه ها به سمت
طلا است و حتی در پاسخ به این گرایشها خودپردازهایی برای توزیع طلا ساخته شده، ولی
با توجه به احتمال ضرر ناشی از ورود به این بازار برای اقشار با سرمایه های اندک،
من همچنان بر گفته هایم مصر هستم. دستگاههای خودپردازی که شما از آن یاد کردید به
شکلی است که در ازای پرداخت نقدی یا اعتباری پول به دریافت سفارشات شمش یا سکه طلا
با هر میزان وزن و قیمتی اقدام می کند. در حال حاضر از این خودپردازها در کشورهایی
مانند امارات، آلمان، ایتالیا، آمریکا و اخیراً نیز انگلستان استفاده می شود.
اولین بار نیز از خودپردازهای طلا در ابوظبی استفاده شد.
چه
توصیه ای به بانک مرکزی در این میان دارید؟
وظیفه
بانک مرکزی در مقابل هر پدیده اقتصادی، اعمال سیاستهای مناسب برای بازگرداندن
آرامش به اقتصاد کشور و ایجاد ارزش افزوده از این محل و افزایش ارزش پول ملی است.
در این شرایط، بهترین راه، اصلاحات در بسته سیاستی و نظارتی سال 90 و تجدید نظر در
نرخهای سپرده و اعتبارات است. تا به این وسیله، این منابع کمیاب به عنوان نیروی
محرکه توسعه و سرمایه گذاری با رسیدن به قیمت منطقی خود بتوانند به درستی اختصاص
یابند و موجبات ایجاد اشتغال، رشد و توسعه اقتصادی را فراهم کنند.
ترجیح
شما در تبدیل ذخایر به سمت ارزهای معتبر پرقدرت همچون فرانک سوئیس است یا طلا؟
قطعاً
ارزهای معتبر بهتر هستند. چراکه طلا را نمی توان صرف مبادلاه کالا کرد. طلا را
ابتدا باید به ارز تبدیل کرد و سپس از آن بهره گرفت. اگر از ابتدا از یک ارز بهره
گرفته شود دیگر هزینه تبدیل ندارد. بر این اساس ارزهای معتبر به سبب عدم هزینه
تبدیل و امکان سریع نقد شوندگی قابل ترجیح هستند. ولی به این دلیل که میزان ارز
کشورهای حوزه اسکاندیناوی و سوئیس محدود است و از طرفی این کشورها از حجم اقتصادی
کمتری نسبت به آمریکا، المان، فرانسه و... برخوردارند، بر این اساس، امکان تهیه
ارز آنها نیز محدودیتهایی دارد.
این
محدودیت در مقابل حجم بالای تقاضا و نیاز کشورهای مختلف به این نوع ارزها مفهوم می
یابد. در چنین شرایطی، طلا با توجه به مقبولیت عامه و به عنوان فلزی کمیاب، به
عنوان یک پشتوانه مورد توجه و استفاده قرار می گیرد.
براین
اساس، ترجیح عمده کشورها، بهره گیری از ارزهای پرقدرت سایر کشورها است ولی محدودیتهای
موجود آنها را به سمت طلا هدایت می کند.
پیش
بینی شما از آینده ارز کشورهایی حوزه اسکاندیناوی و سوئیس چیست؟
با
توجه به بحرانهای مالی و بانکی موجود در جهان و کاهش اعتبار و ارزش ارز کشورهای
مانند کشورهای حوزه یورو و دلار، همچنان گرایش به سمت طلا و همچنین ارز کشورهای
فاقد کسری بودجه ای چون حوزه اسکاندیناوی و سوئیس افزایش خواهد یافت. همین افزایش
میزان تقاضا، باعث افزایش ارزش ارز این کشورها می شود که این افزایش به هیچ عنوان
برای صادرات کشورهای حوزه اسکاندیناوی و سوئیس مناسب نیست و از سویی برای دارندگان
این ارزها نیز به سبب مقرون به صرفه نبودن، به واردات از کشورهای مذکور اقدام
نخواهند کرد.
پس شما
همچنان طلا را برای نگهداری ذخایر ایران مناسب تر از ارزهای مانند ارز کشورهایی
مانند سوئیس می دانید؟
بله.
برای دولت، طلا پشتوانه ارزشمند و قابل اتکایی است. در سالهای اخیر دولت سعی کرده
تا پشتوانه پولی کشور را از دلار به یورو تبدیل کند و در کنار آن از طلا بهره
گیرد. در این ارتباط نیز به واردات طلا در قالب شمش اقدام کرده که از زمانی که
اونسی 700 دلار بوده این کار را کرده تا الان که به 1800 دلار رسیده است. در واقع
با این کار توانسته ارزشی را به پشتوانه پولی کشور برگرداند که این اقدام بانک
مرکزی قابل تقدیر است.
با
توجه به تفاوت قیمت طلا در داخل و خارج کشور، روند قیمت طلا را در ایران چطور
ارزیابی می کنید؟
اگر
نرخ بهره بانکی در ایران افزایش یابد و ترجیح مردم به سمت سپرده گذاری در بانک
باشد، مدتی تقاضا کاهش می یابد تا به تدریج قیمتهای داخلی به قیمتهای جهانی برسد،
در قیمت این صورت قیمتهای داخلی نیز از قیمتهای جهانی برابری خواهد کرد. عموماً
چنین است که در خصوص قیمت فلزات، تأثیر پذیری از قیمتهای جهانی بسیار است. مگر اینکه حجم انبار یا همان ذخایر کشور از طلا بسیار باشد و با توجه
به خریدهایی که از قبل شده و با عرضه بسیار قرار باشد که این افزایش قیمت مهار
شود. البته باید در نظر داشت که با پایین آمدن این حجم از نسبت کفایت، قیمت طلا در
داخل کشور به حد قیمتهای جهانی خواهد رسید.
بررسی
افزايش قيمت جهاني طلا و عوامل موثر بر آن
تغييرات
قيمت طلا در دو چرخه 5/5 و 5/10 ساله رخ می دهد. يعني هر5 /10 سال يك بار طلا به كف قيمت تاريخي رسيده و مجدداً شروع به رشد ميكند. به همين ترتيب در ميانه راه اين چرخه 5/10 ساله، هر 5/5 سال يك بار
نيز به يك كف مقطعي قیمت رسيده مجدداً شروع به حركت به سمت بالا مي كند.
[Only registered and activated users can see links]مقدمه
شاید
هیچ بازار جهانی به اندازه طلا جذابیت سرمایه گذاری نداشته باشد. برای قرن ها، طلا به دلیل ویژگی های منحصر به فرد، نایابی، زیبایی و
عدم فناپذیری، مورد توجه همیشگی انسانها بوده است.
کشورها
طلا را به عنوان ذخیره ثروت و وسیله ای برای تبادل معاملاتی پذیرفته اند و افراد
برای کسب اطمینان از تغییرات و عدم ثبات پولهای کاغذی، همواره بدنبال خرید و ذخیره
طلا بوده اند. در حال حاضر، معاملات طلا بجای شیوه های سنتی استفاده از شمش، سکه و
جواهر آلات، در بازارهای بورس بین المللی صورت می گیرد.
قراردادهای
سلف خرید و فروش طلا از ابزارهای معاملاتی با ارزش هستند که تولید کنندگان تجاری و
مصرف کنندگان طلا از آنها استفاده می کنند.
1- تاریخچه
قیمت گذاری طلا
در سال
1945 ميلادي پس از خاتمه جنگ جهاني دوم، خطوط اصلي نظام جديد پولي بينالمللي در
كنفرانسي به نام برتن وودز شكل گرفت كه نقش اصلي را به طلا و دلار آمريكا داد.
قيمت طلا در حد 3 دلار امريكا براي هر اونس(28گرم) طلا تثبيت شد. صندوق بينالمللي
پول و بانك جهاني به منظور نظارت بر نظام جديد پولي ايجاد شدند.
قيمت
طلا و كليه ارزها ثابت شد و هيچ كشوري مجاز نبود بدون مجوز صندوق بينالمللي پول
ارزش پول خود را نسبت به طلا به طور قابل توجهي تغيير دهد و صندوق اين مجوز را فقط
در شرايط اضطراري صادر ميكرد.
قيمت
طلا از سال 1945 تا 1970 ميلادي يعني
به مدت ربع قرن در حد 35 دلار در هر اونس ثابت بود.
در
زمان رياست جمهوري ريچارد نيكسون1969-1974 دولت امريكا به طور يك جانبه و بدون
رعايت اساسنامه صندوق بينالمللي پول كه آن كشور را ملزم ميكرد، رابطه ثابت بين
قيمت طلا و دلار را حفظ و از آن حمايت كند، اين رابطه ثابت را قطع کرد،یعنی دیگر
نسبت ثابت 35 دلار در قبال هر اونس طلا را به دلایلی که مربوط به اقتصاد داخلی اش
از جمله کسری بودجه وکسری شدید موازنه پرداخت های آمریکا می شد، حفظ نکرد و ارزش
طلا و دلار را به دست نوسانات بازار سپرد و این پایان نظام طلا و دلار بود.
اين
دلارها بيپشتوانه بود زيرا فدرال رزرو نميتوانست در برابر هر 35 دلاري كه چاپ ميكرد،
يك اونس طلاي پشتوانه نگهداري كند، در حالي كه بر اساس مقررات نظام پولي برتن وودز
چنين الزامي را بر عهده داشت.
از
زمان فروپاشي نظام پولي قبلي تا امروز، چون ديگر ضوابطي براي رعايت انضباط مالي
توسط كشورها از سوي صندوق بينالمللي پول وجود ندارد، طلا به عنوان پشتوانه پولي
ارزهاي جهان ديگر جايگاهي ندارد، همچنين صندوق بينالمللي پول ديگر كنترلي بر حجم
نقدينگي جهان ندارد ونیز آمریکا به دلیل كسري شديد موازنه پرداخت ها هر ساله حدود
هزار ميليارد دلار به حجم نقدينگي اش می افزاید و در نهایت بازارهاي مالي، پولي،
بازار طلا و بازار كالاها به خصوص نفت در معرض بورس بازيها و سفته بازيهاي بينالمللي
قرار گرفته، و شاهد بحرانهاي پي در پي بازارهاي پول و سرمايه جهان هستيم.
پس از
دهه 1970 كه دلار و ساير پولهاي رايج به تدريج جاي طلا را گرفت، در ژانويه 1980
كه بهاي نفت خاورميانه به شدت افزايش مييافت، قيمت طلا ترقي كرد و براي مدتي به
حدود هر اونس 850 دلار رسيد. در طی سالهاي بعد اين قيمت به تدريج كاهش يافت و در
دهه 1990 كه بانكهاي مركزي تعدادي از كشورهاي جهان به فروش ذخاير طلاي خود دست
زدند، سقوط قيمت طلا شدت گرفت.
در سال
1999 توافقي بين چند كشور صورت گرفت كه بر اساس آن، فروش ذخاير طلا تحت كنترل
درآمد و به اين ترتيب بهاي طلا تثبيت شد.
اما در
سالهاي اخير شاهد تغييرات شديد قيمت طلا هستيم تا جايي كه قيمت هر اونس طلا به 918
دلار نيز رسيده است و پيشبيني ميشود از مرز هر اونس 1000 دلار نيز بگذرد. بحران اخير كاهش شديد ارزش دلار، افزايش بهاي طلا و
نفت و كليه كالاهاي اوليه و سقوط بازارهاي بورس سهام آخرين تجلي بحرانهاي اقتصادي
است كه در 40 سال اخير رخ داده است.
2- دلايل
افزايش قيمت طلا در سطح جهان
دلايل
متعددي برنوسات قيمت طلا تاثيرگذار است كه در اين بخش به مهمترين آنها اشاره مي
شود.
1-2-كاهش
ارزش دلار
به نظر
اکثر کارشناسان مهمترین عامل افزایش ارزش طلا کاهش ارزش دلار است که عوامل اثر
گذار دیگر نیز از این عامل تاثیر می پذیرند. هنگامي که ارزش دلار کاهش پيدا ميکند،
مقدار زيادي پول از بازار خريد و فروش ارز وارد بازارهاي کالاهايي ميشود که در
بورس معامله ميشوند. در چنين شرايطي، در بازار طلا نیز، پولهاي بسيار زيادي وارد
ميشود.
از
سویی دیگر تنزل ارزش دلار به كاهش ذخيره ارزي بانك مركزي كشورهاي مختلف منجر ميشود
و آنها براي جبران اين مسئله به دنبال افزايش ذخيره طلاي خود ميافتند كه به رشد
چرخش پول در بازار طلا و افزايش قيمت آن ميانجامد. بنابراین هم بانکهای مرکزی و
هم سرمایه گذاران در جهت جلوگیری از کاهش دارایی ها ی خود طلا را بهترین گزینه
برای جایگزین نمودن دلار میدانند.
2-2- كاهش
نرخ بهره بانكي
با
كاهش نرخ بهره افراد ديگر تمايلي به سپرده گذاري سرمايههاي نقدي خود از جمله دلار
ندارند بنابراين با كاهش تمايل به نگهداري دلار از آنجا كه طلا از ويژگي ثبات ارزش
حتي در شرايط جنگ، بحران و تنشهاي بينالمللي برخوردار است، افراد تمايل به خريد
آن پيدا ميكنند كه خود باعث افزايش قيمت طلا ميگردد.
3-2- افزايش
جهانی قيمت نفت
ارتباط
تنگاتنگي ميان نفت و طلا وجود دارد زيرا هر دو كالاهاي استراتژيكي هستند كه با
تحولات اقتصادي دچار تاثير ميشوند. از طرفی طلا ونفت هردو کالاهایی تجدید ناپذیر
هستند که در واقع عرضه شان محدود به مقدار موجودشان در طبیعت است، در مقابل طلا
همچون پول دارای ویژگی ذخیره ارزش است و از نقدپذیری بالایی برخوردار است و افراد
به عنوان ذخیره یا سرمایه از آن بهره می جویند.
زمانی
که قیمت نفت افزایش می یابد، به دلار بیشتری برای چرخاندن گردونه تجارت نفت نیاز
خواهد بود . آمریکا این افزایش قیمت را با چاپ دلار تامین مالی می کند. افزایش حجم
دلار و عرضه آن در بازار بین المللی موجب کاهش ارزش و قدرت خرید دلار می گردد،
مجموعه عوامل مذکور سبب می گردد که دولت ها به سمت دارایی هایی از جمله طلا گرایش
داشته باشند، برای اینکه طلا از خاصیت حفظ ارزش برخوردار است و می توانند افراد با
ذخیره آن نسبت به نگهداری دلاری که ارزشش در حال پایین آمدن است، از ریسک کمتری بر
خوردار باشند و نهایتاً قیمت طلا افزایش یابد.
4-2- ذخایر
ارزی کشور ها
كشور
چين بيش از يك تريليون دلار ذخاير نقدي دارد كه 700 ميليارد از آن به صورت دلار
است و روسیه نیز دارای ذخیره 304 میلیارد دلاری می باشد که سالهای اخیر و طي بحران
کاهش ارزش دلار در بازار ، بانكهاي مركزي جهان مدتي است در انتظار اين هستند كه
چين و روسيه با ذخایر خود شروع به خريد طلا كنند، اما آنها هنوز دست به چنين
اقدامي نزده اند.
اين
بخشي از سياست مشروع اين كشورها براي خارج شدن از دايره بسته دلار است. اقتصاد دانان
اين را تهديد چين مينامند و آن را عامل مهم در افزايش قيمت طلا در بازار جهاني ميدانند.
شاید
دلیل کشور چین مبنی بر عدم اجرایی کردن این تهدید، آن باشد که کاهش ارزش دلار
بدنبال عرضه و افزایشش در بازارهای جهانی، موجب ارزان شدن کالاهای آمریکایی وضرر
به بازار فروش کالاهای انبوه چینی شود، در نتیجه چین در این زمینه با تامل بیشتری
عمل می کند.
5-2- صندوق
بينالمللي پول و فروش طلا
تفاوت
ميان عرضه طلا از معدن و تقاضا در بازار را معمولاً تقاضاي سرمايهگذاري يا شكاف
طلايي مينامند. دولت امريكا در سال 1999، دولتهاي 26 كشور جهان (به غير از چين، روسيه ) را متقاعد كرد كه متعهد به فروش
طلا از ناحيه ذخاير خود شوند تا اين شكاف پر شود كه فروش طلا از طريق صندوق بينالمللي
پول هماهنگ ميشد و قيمت طلا را پايين نگه ميداشت.
در سال
2006 صندوق بينالمللي پول موظف بود 500 تن طلا به عنوان شكاف طلايي به فروش
برساند، اما تنها 370 تن يعني 130 تن كمتر از رقم تعيين شده به عنوان شكاف طلايي
به فروش رساند، پس تعجبي ندارد كه قيمت طلا در بازارهاي جهاني بالا رود.
3- چرخهي
اقتصادي طلا
تغييرات
قيمت طلا در دو چرخه 5/5 و 5/10 ساله رخ می دهد. يعني هر 10 سال يك بار طلا به كف
قيمت تاريخي رسيده و مجدداً شروع به حركت ميكند. به همين ترتيب در ميانه راه اين
چرخه 5/10 ساله، هر 5/5 سال يك بار نيز به يك كف مقطعي رسيده مجدداً شروع به حركت
مي كند.
از
طرفي شاخص CRB (Commodity Research
Beaure) وجود
دارد كه ميانگين هندسي 21
قلم
كالاي اساسي مورد استفاده ايالات متحده است و از مهمترين اقلام آن طلا، نقره و نفت
است. زماني كه اين شاخص از روند نزولي يا خنثي خارج شده و روند صعودي ميگيرد زنگ
خطري براي اقتصاد بوده است مطابق اين شاخص طلا پيشاهنگ حركت در تغيير قيمتها است
به طوريكه ساير كالاها حدوداً 4 ماه بعد از تغيير قيمت طلا، دستخوش تغييرات قيمت
ميشوند.
در
چرخه اقتصادي كه با وضعيت دلار امريكا بررسی می شود با افزايش نرخ بهره بانكي،قیمت
اوراق مشاركت كاهش يافته و سبب ريزش بازار سهام و شاخص Dow Jones ميشود.
چرخه مذكور
در سال 2000 با ريزش دلار شروع شده اما هنوز ريزش سهام ديده نشده است پس چرخه هنوز
به پايان نرسيده است. در واقع آخرين بار چرخه 5/10 ساله طلا در سال 2001 بعد از به
قدرت رسيدن جمهوري خواهان در ايلات متحده به پايان رسيده، پس چرخه جديد در حدود
2010 تا 2012 به پايان ميرسد.
5/5 سال
اوليه اين چرخه حدود سالهاي 2006-2001 بوده است كه طی این سالها قيمت طلا با کاهش
مواجه بوده است. بنابراین بر اساس چرخه اقتصادی در نیمه دوم چرخه( طی سالهای
2010-2006) قیمت طلا افزايش یابد. در آينده صعودي قیمت طلا در شاخص CRB نشان ميدهد كه اين چرخه هنوز به مراحل پاياني نرسيده و حلقه آخر
يعني ريزش سهام باقي است. پس از پايان ريزش چرخه، قيمت طلا و كالاها نيز روند
کاهشی را تجربه خواهد کرد.
4- عوامل
افزایش قیمت طلا در ایران
هرچند
افزایش قیمت طلا در ایران از قیمت جهانی آن تاثیر می پذیرد اما سطح افزايش قيمت آن
قابل قياس با بازارهاي بينالمللي نيست زيرا افزايش 5/25 درصدي قيمت طلا در
بازارهاي جهاني به افزايش 40 درصدي قيمت آن در بازار ايران منتهي شده است. به همين
دليل می توان دریافت اين افزايش قیمت دلايل ديگري نيز دارد.
بر
اساس مطالعات صورت گرفته عوامل موثر بر افزایش قیمت طلا را می توان در موارد زیر
خلاصه کرد:
1)افزایش
قیمت جهانی طلا
2)افزايش
حجم نقدينگي در جامعه.
3)مزايدهاي
عمل كردن بانك كارگشايي- در مورد فروش سكه.
4)ركود
بازارهای دیگر مانند بازار تلفن همراه.
اینجانب علی اکبر والی فارغ التحصیل كارشناسي ارشد رشته مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی دانشگاه بیرجند و در حال حاضر کارمند منطقه 5 انتقال گاز ایران(شیراز) و حق التدریسی دانشگاه پیام نور کازرون هستم.بنده سعی دارم مطالب،مقالات و ترجمه های مرتبط با اين رشته و مطالب جالب را در اختیار علاقه مندان قرار دهم ؛ امید دارم دوستانی که در این رشته فعالیت می کنند با بنده همکاری کنند تا بنده نیز از مطالب آنها بتوانم استفاده نمایم.